بسم الله الرحمن الرحیم
علم در كلام وحي

علم در كلام وحي

مجموعه مقالات علمی و اخلاقی

 

1-واژه نجس معاني مختلفي دارد " مشهور ان عبارتست از ، ناپاکي ، کثيفي ، پليدي ، ضدطهارت و ضد نظافت .
2-در فقه شيعه ابن ابي يعفور از امام صادق (ع) در مرد لباس اغشته به مني و امام ميفرمايد نجس است وميباست با اب شستشو داده شود(محمد بن يعقوب کليني ، الکافي ج 3 ص 53)
3-کتاب وسائل الشيعه جلد 1 باب 12 از ابواب نواقض وضو صحيحه بريد بن معاويه سند بسيار عالي صحيح اعلايي محمد بن يعقوب شيخ کليني عن علي بن ابراهيم صاحب تفسير عن ابيه هاشم قمي پدر ابراهيم بن هاشم قمي که توثيقش از سوي فرزندش ثابت شده عن محمد ابن ابي عمير که چهار هزار و چهارصد روايت دارد عن عمر بن اذينه که از اجلا و ثقات عن بريد بن معاويه که باز هم مي شناسيد بريد اجلي از چهار نفر اول روات است سالت احدهما عليهما السلام عن المذي سوال کردم يکي از صادقين را درباره مذي فقال لا ينقض الوضو اگر وضو داشتيد و مذي خارج شد وضو را نقض نمي کند ولا يغسل منه ثوبه و لا جسد و شسته نمي شود لازم نيست که ثوب و جسد به وسيله اصابت مذي شسته شود يعني نجس هم نيست
4-تطابق احکام فقه شيعي با يافته هاي علم پزشکي روز

وقتي مرد حالت نعوظ دارد قبل از اينکه مايع حاوي اسپرم ها فرصت عبور از مجاري دستگاه تناسلي به قصد خروج از مجراي ادرار را پيدا کند غددي که Cowper's Glands نام دارند مايعي ترشح مي کنند.بنام پيش اب ويا مذي وظيفه اين غده و مايع حاوي آن اين هست که محيط را براي عبور اسپرم ها در مجاري انتهائي آماده واسترليزه کنند.

اگر قرار باشد اسپرم ها از محيطي عبور کنند که تا قبل از آن ادرار عبور کرده است ... اسپرم ها آسيب ميبينند چون ادرار اسيدي هست و اگر پيش اب يا همان مذي قبل از مني حاوي اسپرم عبور نکند محيط مجراي تناسلي الوده و اسيدي باعث ناباروري در مردان خواهد شد
در واقع پيش اب يا مذي که در احکام اسلام بعنوان اب پاکيزه ناميده شده باعث استرليزه شدن مجراي تناسلي ميگردد ، همچنين محيط اسيدي واژن(مربوط به زن) را استريل (حالت قليايي) تا اسپرم انتقالي در ان مجرا نيز از بين نرود.

5-نتيجه گيري : تطابق فقه شيعي با علوم جديد پزشکي ، بديهي است همه احکام متقن 
اسلامي بر مدار علم و حکمت بنا شده وعلم امروزي به به علل صدور اين احکام در بعد سلامت و بهداشت پي برده است


نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 13:45 توسط عليرضا الماسوندي| |

طبق تحقيقات دانشمندان در بدن انسان دو سلسله اعصاب نباتي وجود دارد که تمام فعاليت هاي بدن را کنترل مي کند (اعصاب سمپاتيک) و (اعصاب پاراسمپاتيک) اين دو رشته اعصاب در سراسر بدن انسان و در اطراف تمام دستگاه ها و جهازات داخلي و خارجي گسترده اند.
وظيفه اعصاب سمپاتيک (تند کردن) و به فعاليت واداشتن دستگاه هاي مختلف بدن است و وظيفه اعصاب (پاراسمپاتيک) (کند کردن) فعاليت آنهاست و از تعادل فعاليت اين دو دسته اعصاب نباتي دستگاه هاي بدن به طور متعادل کار مي کند.
گاهي جريان هايي در بدن رخ مي دهد که اين تعادل را به هم مي زند، از جمله اين جريانها مسأله (ارگاسم = اوج لذّت جنسي) است که معمولاً مقارن خروج مني صورت مي گيرد.
در اين موقع سلسله اعصاب پاراسمپاتيک بر اعصاب سمپاتيک پيشي مي گيرد و تعادل به شکل منفي به هم مي خورد.
اين موضوع نيز ثابت شده است که از جمله اموري که مي تواند اعصاب سمپاتيک را بکار وادارد و تعادل از دست رفته را تأمين کند تماس آب با بدن است و از آن جا که تأثير (ارگاسم) روي تمام اعضاي بدن به طور محسوس ديده مي شود و تعادل اين دو دسته اعصاب در سراسر بدن به هم مي خورد دستور داده شده است که پس از آميزش جنسي يا خروج مني تمام بدن با آب شسته شود و در پرتو اثر حيات بخش آن تعادل کامل در ميان آن دو دسته اعصاب در سراسر بدن برقرار گردد. (و اينکه مي بينيم در خبري از امام علي بن موسي الرضا ـ عليه السّلام ـ نقل شده که فرمودند: ان الجنابه خارجه من کل جسده فلذلک وجب عليه تطهير جسده کله» «جنابت از تمام بدن بيرون مي آيد و لذا بايد تمام بدن را شست» (وسائل الشيعه، ج ۱، ص ۴۶۶) گويا اشاره به همين موضوع است.)
البته فايده غسل منحصر به اين نيست بلکه غسل کردن علاوه بر اين يک نوع عبادت و پرستش نيز مي باشد که اثرات اخلاقي آن قابل انکار نيست و به همين دليل اگر بدن را بدون نيت و قصد قربت بشوييم غسل صحيح نيست.
در حقيقت به هنگام خروج مني يا آميزش جنسي هم روح متأثر مي شود و هم جسم. روح به سوي شهوات مادي کشيده مي شود و جسم به سوي سستي و رکود. غسل جنابت که هم شستشوي جسم است و هم به علت اينکه به قصد قربت انجام مي يابد شستشوي جان است، اثر دوگانه اي روي جسم و روح مي گذارد تا روح را به سوي خدا و معنويت سوق دهد و جسم را به سوي پاکي و نشاط و فعاليت.
از همه اينها گذشته وجوب غسل جنابت يک الزام اسلامي براي پاک نگه داشتن بدن و رعايت بهداشت در طول زندگي است زيرا بسيارند کساني که از نظافت خود غافل مي شوند ولي اين حکم اسلامي آنها را وادار مي کند که در فواصل مختلفي خود را شستشو دهند و بدن را پاک نگاهدارند.
اين موضوع اختصاصي به مردم اعصار گذشته ندارد در عصر و زمان ما نيز بسيارند کساني که به علل مختلفي از نظافت و بهداشت بدن غافلند. (البته اين حکم به صورت يک قانون کلي و عمومي است حتي کسي را که تازه بدن خود را شسته، شامل مي شود).
مجموعه جهات سه گانه فوق روشن مي سازد که چرا بايد به هنگام خروج مني (در خواب يا بيداري) و همچنين آميزش جنسي (اگر چه مني خارج نشود) غسل کرد و تمام بدن را شست.


نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 13:42 توسط عليرضا الماسوندي| |

"فتواي جهاد نکاح (عده نگه نداشتن زن ، مجوز زنا) سلفي هاي تکفيري ، وهابي وداعش خلاف نص صريح ايه ذيل است "

سوره البقره . ايه 228

وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ وَلاَ يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ

و زنان طلاق داده شده بايد مدت سه پاكى انتظار كشند و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان دارند براى آنان روا نيست كه آنچه را خداوند در رحم آنان آفريده پوشيده دارند

تفسير الميزان :
اصل در معناى (طلاق ) آزاد شدن از قيد و بند است ولى به عنوان استعاره در رها كردن زن از قيد ازدواج استعمال شده ، و در آخر به خاطر كثرت استعمال ، حقيقت در همين معنا گشته است .
كلمه (تربص ) هم به معناى (انتظار) مى آ يد و هم به معناى (حبس )، و اگر در آيه مورد بحث ، آنرا مقيد كرد به قيد (بانفسهن ) براى اين بوده كه بر معناى تمكين به مردان دلالت كند، و بفهماند كه عده طلاق چيست ، و براى چيست ، عده طلاق اين است كه : زن مطلقه در مدت عده به هيچ مردى تمكين نكند، و پذيراى ازدواج با كسى نشود،
اشاره به حكمت تشريع عده براى زن مطلقه 
و اما اينكه عده براى چيست ، و چه حكمتى در تشريع آن هست ؟ مى فهماند براى اين است كه آب و نطفه مردان به يكديگر مخلوط نشود، و نسب ها فاسد نگردد، (و اگر زن مطلقه حامله است معلوم باشد كه از شوهر اولش حمل برداشته نه دوم ، و اگر عده واجب نمى شد معلوم نمى شد چنين فرزندى ، فرزند كدام يك از دو شوهر است )، البته اين حكمت لازم نيست كه در تمامى موارد موجود باشد، چون قوانين و احكام هميشه دائر مدار مصالح و حكمت هاى غالبى است ،
نه حكمت هاى عمومى (در نتيجه اگر زن عقيم هم مطلقه شد، بايد عده را نگه بدارد).
پس اينكه فرمود: (يتربصن بانفسهن ) به منزله اين است كه فرموده باشد زنان مطلقه به خاطر احتراز از اختلاط نطفه ها و فساد نسل ، عده نگه مى دارند، و با هيچ مردى تمكين نمى كنند و اين جمله هر چند جمله اى خبرى است ليكن منظور از آن انشاء است ، و خلاصه به جاى اينكه بفرمايد: (بايد عده نگه دارند) به منظور تاءكيد فرموده : (عده نگه ميدارند).


نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 13:39 توسط عليرضا الماسوندي| |

1. توكل:
« وَ مَنْ يتَوَكَّلْ عَلَي اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيءٍ قَدْراً » (طلاق / 3)
و هر كس بر خدا توكل كند، كفايت امرش را مي‌كند، خداوند فرمان خود را به انجام مي‌رساند، و خدا براي ه رچيزي اندازه‌اي قرار داده است.
2. تقوا:
« مَنْ يتَّقِ اللَّهَ يجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يرْزُقْهُ مِنْ حَيثُ لا يحْتَسِبُ » (طلاق / 2و3)
هر كس تقواي الهي پيشه كند، خداوند راه نجاتي براي او فراهم مي‌كند و او از جايي كه گمان ندارد، روزي مي‌دهد.
3. شكر نعمت، كفر نعمت:
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ » (ابراهيم / 7)
اگر شكرگزاري كنيد، (نعمت خود را)بر شما خواهم افزود، و اگر ناسپاسي كنيد، مجازاتم شديد است.
4. صبر:
« وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ» (انفال / 46)
وصبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است.
5. توبه:
« يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَي اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً عَسي رَبُّكُمْ أَنْ يكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيئاتِكُمْ وَ يدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » (تحريم / 8)
اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، بسوي خدا توبه كنيد، توبه‌اي خالص، اميد است(با اين كار)پروردگارتان گناهانتان را ببخشدو شما را در باغهايي از بهشت كه نهرها از زير درختانش جاري است، وارد كند.
6. اخلاص:
« فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ » (غافر / 14)
(تنها)خدا را بخوانيد و دين خود را براي او خالص كنيد، هر چند كافران ناخشنود باشند.
آنهايي كه از مۆمنان اطاعت كار، در صداقتشان عيب جويي مي‌كنند، و كساني را كه (براي انفاق در راه خدا)جز به مقدار (ناچيز)توانايي خود دسترسي ندارند، مسخره مي‌نمايند، خدا آنها را مسخره مي‌كند و براي آنها عذاب دردناكي است
7. رضا:
« رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ » (توبه / 72)
و خشنودي خدا بزرگتر است.
8. احترام به پدر و مادر:
« لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَينِ إِحْساناً » (بقره / 83)
جز خدا را نپرستيد وبه پدر و مادر خود احسان كنيد.
9. خوش گفتاري:
« وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً » (بقره / 83)
و با مردم (به زبان) خوش سخن بگوييد.
10. امانت:
« إِنَّ اللَّهَ يأْمُرُكُمْ أَنْ تُۆَدُّوا الْأَماناتِ إِلي أَهْلِها »(نساء / 58)
خداوند به شما فرمان مي‌دهد كه امانتها را به صاحبانش بدهيد.
11. عدل:
« إِذا حَكَمْتُمْ بَينَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ » (نساء / 58)
هنگامي كه ميان مردم داوري مي‌كنيد، به عدالت داوري كنيد.
12. امر به معروف و نهي از منكر:
« وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّهٌ يدْعُونَ إِلَي الْخَيرِ وَ يأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ينْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » (ال عمران / 104)
بايد از ميان شما، جمعي دعوت به نيكي ، و امر به معروف و نهي از منكر كنند و آنها همان رستگارانند.
13. نقض عهد، قطع رحم، فساد:
«وَ الَّذِينَ ينْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يوصَلَ وَ يفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ»(رعد/ 25)
آنها كه عهد الهي را پس از محكم كردن مي‌شكنند، و پيوندهايي را كه خدا دستور به برقراري آن داده قطع مي‌كنند، و در روي زمين فساد مي‌كنند، لعنت براي آنهاست.
کمک
14. پيروي از احسن:
«الَّذِينَ يسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ » (زمر / 18)
همان كساني كه سخنان را مي‌شنوند و از نيكوترين آنها پيروي مي‌كنند، آنان كساني هستند كه خدا هدايتشان كرده، و آنها خردمندانند.
15. صدق و راستگويي:
« اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ » (توبه / 119)
از خدا بترسيد و با راستگويان باشيد.
16. قرض‌الحسنه:
« مَنْ ذَا الَّذِي يقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَهً وَ اللَّهُ يقْبِضُ وَ يبْصُطُ » (بقره / 245)
كيست كه به خدا قرض‌الحسنه دهد، تا خدا بر آن چند برابر بيفزايد؟خدا تنگدستي دهد و توانگري بخشد.
17. قولنامه:
« إِذا تَداينْتُمْ بِدَينٍ إِلي أَجَلٍ مُسَمًّي فَاكْتُبُوهُ » (بقره / 282)
چون وامي تا مدتي معين به يكديگر مي‌دهيد، آن را بنويسيد.
18. تمسخرو استهزاء:
« الَّذِينَ يلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُۆْمِنِينَ فِي الصَّدَقاتِ وَ الَّذِينَ لا يجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَيسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ » (توبه / 79)
آنهايي كه از مۆمنان اطاعت كار، در صداقتشان عيب جويي مي‌كنند، و كساني را كه (براي انفاق در راه خدا)جز به مقدار (ناچيز)توانايي خود دسترسي ندارند، مسخره مي‌نمايند، خدا آنها را مسخره مي‌كند و براي آنها عذاب دردناكي است.
19. القاب زشت:
« وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ » (حجرات / 11)
و با القاب زشت و ناپسند يكديگررا ياد نكنيد.
20. دروغ:
« وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَي اللَّهِ الْكَذِبَ» (نحل / 116)
به خاطر دروغي كه بر زبانتان جاري مي‌شود نگوييد اين حلال است و آن حرام، تا بر خدا افترا ببنديد.
21. بخل:
« وَ لا يحْسَبَنَّ الَّذِينَ يبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يوْمَ الْقِيامَهِ » (ال عمران / 180)
كساني كه بخل مي‌ورزند، و آنچه را خدا از فضل خويش به آنان داده انفاق نمي‌كنند، گمان نكنند اين كار به سود آنها است، بلكه براي آنها شر است بزودي در روز قيامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزيدند، همانند طوقي به گردنشان مي‌افكنند.
22. غيبت:
« وَ لا يغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيتاً فَكَرِهْتُمُوهُ » (حجرات / 12)
وهيچ يك از شما ديگري را غيبت نكند، آيا كسي از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟(به يقين)همه شما از اين امر كراهت داريد.
23. گمان بد:
« اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ » (حجرات / 12)
از بسياري از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضي از گمانها گناه است.
كساني كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكي براي آنان در دنيا و آخرت است
24. تجسس:
« وَ لا تَجَسَّسُوا » (حجرات / 12)
و هرگز(در كار ديگران)تجسس نكنيد.
25. حسد:
« أَمْ يحْسُدُونَ النَّاسَ عَلي ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ » (نساء / 54)
با اينكه نسبت به مردم و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مي‌ورزند؟
26. ظلم:
« وَ سَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ » (شعراء / 227)
آنها كه ستم كردند به زودي مي‌دانند كه بازگشتشان به كجاست.
27. شايع كردن زشتيها (تشيع فاحشه):
« إِنَّ الَّذِينَ يحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَهُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَهِ » (نور / 19)
كساني كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكي براي آنان در دنيا و آخرت است.
28. سخن چيني:
« هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ » (قلم / 11)
كسي كه بسيار عيبجوست و به سخن چيني آمدو شد مي‌كند، (پيروي مكن).
29. عيب‌جويي:
« وَيلٌ لِكُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ » (همزه / 1)
واي بر هر بدگوي عيبجويي.


نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 13:37 توسط عليرضا الماسوندي| |

مي‌توان گفت تشريع‌هاي قرآن با دستاورد‌هاي علمي سازگاري کامل داشته و به عبارت ديگر از يک پشتوانه علمي غني برخوردار است. بسياري از اين دستاورد‌هاي علمي در دوران معاصر کشف شده‌اند، در حالي که تشريعات قرآن چهارده قرن پيش عرضه شده است. يعني تشريعات قرآني بدون کمک گرفتن از آموزه‌هاي بشري عرضه شده است. يک نمونه از تشريع قرآن شيردهي مادران به کودکان است؛
(وَالْوَالِدَاتُ يرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَينِ کَامِلَينِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يتِمَّ الرَّضَاعَةَ)؛ «و مادران فرزندانشان را دو سال کامل شير مىدهند. (اين) براى کسى است که بخواهد [دوران] شير دادن را به اتمام رساند». (بقره/ 233)با توجه به اين که شير دهي مادر به فرزند مسأله بديهي بوده و عرف به آن حکم مي کند، امر قرآن بر آن، که از جمله خبريه «يرضعن» استفاده مي‌شود (آخوند خراساني، کفايه‌الاصول/ 70-71) نشان از اهميت مسأله از ديدگاه قرآن دارد و هم‌چنين به صراحت بيان مي‌کند که حق شير‌دهي با تکميل دو سال تمام ادا مي‌شود. حال اگر اين قانون قرآن را با ديدگاه دانشمندان امروزي مقايسه نماييم در مي‌يابيم که آنان همان مطلبي را مي‌گويند که قرآن کريم چهار ده قرن پيش بيان فرموده است.[3]
تحقيقات علمي ثابت کرده است که شير مادر به طور کلي بهترين غذا براي طفل است، مقدار باکتري‌هاي مضر در بدن اطفالي که با شير مادر تغذيه مي شوند ده برابر کمتر از اطفالي است که با شير گاو تغذيه مي‌شوند.[4] همچنين ميزان بروز سرطان در کودکاني که با شير مادر تغذيه مي‌شوند هشت برابر کمتر از کودکاني است که با شير گاو تغذيه مي‌شوند. (breastmilk/benefits.asp) شير مادر باعث جلو گيري از بروز حساسيت، آسم و التهاب گوش، التهاب ريه و... مي‌گردد. (breastmilk/benefits.asp)
منافع شيردهي براي خود مادر نيز کمتر از کودک نيست. تحقيقات نشان مي‌دهد که سرطان سينه و سرطان رحم در زناني که شير مي‌دهند بسيار پايين‌تر از ميزان آن در زناني است که هرگز شير نداده‌اند.[5]
از جهت ديگر، در بيانيه‌اي که مرکز بهداشت جهاني و هم‌چنين يونيسف در مورد مدت زمان شيردهي منتشر کرده است به صراحت مدت زمان دو سال کامل را بهترين مدت براي شيردهي به کودکان معرفي نموده است.[6] تحقيقات نشان مي‌دهد که بدن کودک تا پايان دو سالگي هنوز در برابر بيماري‌ها مقاوم نشده است و بهترين حامي وي در اين دوران شير مادر است. هم‌چنين برخي نياز‌هاي ضروري بدن طفل تنها و تنها از طريق شير مادر تامين مي‌گردد. (breastmilk/benefits.asp) به علاوه، تحقيقات نشان دهنده اين مطلب است که سرطان تخمدان در ميان زناني که بيست و چهار ماه شير مي‌دهند تا يک سوم کاهش مي‌يابد. (Obstet Gynecol 1994 Nov; 84(5): 760-764) اين همان مطلبي است که قرآن کريم به آنان تصريح داشته است

 


نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 13:35 توسط عليرضا الماسوندي| |

انواع اخلاق :

1-اخلاق عرفي(فردي و اجتماعي) 
2- اخلاق عقلي 
3- اخلاق عرفاني

1-- اخلاق عرفي:
آدمي همواره در يك خانواده خاص متولد مي گردد و رشد پيدا مي‌كند و هر خانواده‌اي جزيي از يك جامعه محسوب مي‌شود .افكار ، عقايد ،منش و رفتار فرد همواره از محيط اجتماعي او تغذيه مي‌كند. تا حدي ميتوان اذعان نمود شعور فردي، پرورده شعور اجتماعي و عقل جمعي است، عرف جامعه مهمترين داور، معيار و خط كش اندازه حسن، قبح اعمال و ملكات است، البته عرف جامعه، ملكات اخلاقي را با نظر به منافع و آثار دنيوي آن ارزيابي مي‌كند في‌المثل مي‌گويد عفت و قناعت مايه سربلندي انسان در انظار مردم است. حرص و طمع، آدمي را خوار و ذليل مي‌سازد يا شجاعت، محبوبيت مي‌آورد و بي‌باكي و تهور آدمي را منفور مي‌سازد. پس در اخلاق عرفي، عقل اجتماعي پايه اخلاق اجتماعي است.
2- اخلاق عقلاني:
اخلاق عقلاني از جهاتي شبيه اخلاق عرفي است ولي برگرفته از مكاتب انبياء الهي و اديان است هدف آن نيل به سعادت حقيقي انسان يعني تكميل ايمان به خدا و آيات او و آسايش اخروي است يعني سعادت واقعي و حقيقي است نه اينكه فقط از نظر مردم سعادت باشد. در اخلاق عقلاني، واقعيت نفس آدمي و كمالات و نقائص دران مبناي قضاوت است و هر فرد با خود آگاهي فطري، حدود نقص و كمال خود را مي‌يابد و تاييد و يا تكذيب ديگران در واقعيت كمال، يا نقص وي تفاوتي ايجاد نمي‌كند در واقع مي‌توان گفت حيات اخلاقي فرد در وهله اول تابع پسند و يا ناپسند جامعه‌اي است ،كه ممكن است حيطه عقلانيت و فرهنگ جامعه وجه تمايز مناسبي براي فضايل و رذايل اخلاقي نباشد ولي در اخلاق عقلاني مبتني بر تعاليم انبياء الهي خصوصا دين اسلام و كتاب جامع قران به جاي داوري عرف به داوري عقل تكيه كرده و سعادت واقعي را جستجو مي‌كند، نه سعادت مشهور و مورد نظر جامعه اخلاقي مختلف، لازمه نيل به اخلاق عقلاني رهايي از سلطه خيال، پندار و وهم است و نگرش صحيح رفتاري براساس تعاليم اسلامي خواهد بود.
3- اخلاق عرفاني: 
سومين مرتبه اخلاق و عالي ترين مرتبه آن اخلاقي است كه به جاي تكيه بر عرف و حقيقت اجتماعي و يا تكيه به عقل فردي و كمالات واقعي نفس، بر حق مطلق تكيه كند و اساس تربيت خود را بر پايه توحيد خالص قرار مي‌دهد كه نتيجه آن عبوديت و بندگي خالص است (عبادي الصالحون)، اين اخلاق به جاي عرف و عقل بر عشق متكي است و همواره خواست و اراده خداوند را بر خواست و اراده خود مقدم مي‌دارد و تنها در مسير الهي سير مي‌كند ( سير الي الله)، در اين اخلاق و رفتار ،محبت و عشق به معبود، انسان را به اموري وامي دارد كه عقل اجتماعي كه پايه اخلاق اجتماعي است آن را تصويب نمي‌كند و فهم عمومي حتي مبتني بر تكاليف عمومي ديني، آن را نمي‌پسندد و درك نمي‌كند اين اخلاق مختص به اهل توحيد است وعامه مومنان در اخلاق دوم( اخلاق عقلي) واقع مي‌شوند، حب و عشق در اخلاق عرفاني آدمي را به جاي مي‌رساند كه قران» كريم مي‌فرمايد.
وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ
و آنهايي كه ايمان دارند (اخلاص كامل) عشقشان به خدا شديدتر است و همين امر او را به اطاعت كامل از خدا، پيامبر و ائمه معصومين وا مي‌دارد و الگوي آنها در جامعه افراد خاص آن جامعه و عصر حاضر نيست بلكه الگوي رفتاري و اخلاقي آنها بر گرفته از تعاليمات قرآن، تقوي ، اخلاق پيامبر اكرم(ص)، حضرت زهرا(س)، امير المومنين(ع) و ائمه معصومين(ع) خواهد بود و ميل رفتاري آنها در جهت تعالي به سطح معمول جامعه محدود نمي‌گردد عشق و آتش شوق و محبت به جايي مي‌رسد كه از همه چيز صرف نظر كرده و تمام توجهش به ذات اقدس اله معطوف مي‌شود و فقط او را دوست دارد و دلش تنها براي او خاضع است، در اين حال هيچ چيز را نمي‌بيند مگر آنكه خدا را پيش از او و با آن مشاهده مي‌نمايد. آنچنان كه اميرالمومنين فرمود« مارايت الا و رايت الله قبله و بعده و معه » از نظر عمل هم با مردم تفاوت بسيار دارد زيرا او فقط خدا را دوست دارد بنابراين جز او نمي‌خواهد و جز او نمي‌‌جويد و غير از او نمي طلبد و از غير او نمي‌ترسد .عمل ، ترك انس، وحشت، خشنودي و غضب او فقط به خاطر خداست لذا مقصد و هدف او با مقاصد مردم فرق دارد، تاكنون دنبال هر كار و فضيلتي مي‌رفت به خاطر اين بود كه فضيلت انساني است و از هر كاري دوري مي‌جست براي اين بود كه از رذائل اخلاقي است ولي اكنون جز خدا نمي‌خواهد توجهي به تعريف ،تمجيد و ستايش مردم و خلاصه دنيا ،آخرت ،بهشت و دوزخ ندارد، سر منزل مقصود او خدا ست، توشه او خضوع و بندگي و راهنماي او قرآن و شوق او خشنودي خداست.


نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 13:32 توسط عليرضا الماسوندي| |

آفريننده همه آثار خداست ما از سوي او هستيم و به سوي او باز مي‌گرديم و هدف از آفرينش تكامل انسان در جنبه‌هاي معنوي و پيشرفتهاي مادي تا آنجا كه راه را براي وصول به تكامل معنوي هموار سازد، تكامل معنوي يعني قرب به خداوند و پيمودن راهي كه انسان را به صفات كمال او نزديك مي‌كند بنابراين معيار اخلاق از اين ديگاه تمام صفات افعالي است كه انسان را براي پيمودن اين راه آماده مي‌سازد و نظام ارزش گذاري در اين نظام بر محور ارزشهاي والاي انساني و كمال معنوي و قرب به خدا خواهد بود.

1_تقوا مهمترين دستور براي تقويت و پايداري رابطه اخلاقي انسان با خالق است .
سوره اعراف آيه 201 : إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ
پرهيزكاران هنگامي كه وسوسه‌هاي شيطاني، آنها را تحريك و احاطه مي‌كند، به ياد خدا و نعمتهاي بي پايانش( و به ياد عواقب شوم گناه و مجازات دردناك خدا مي‌افتند، در اين هنگام ابرهاي تيره و تار وسوه از اطراف قلب آنها كنار مي رود) و راه حق را به روشني مي‌بينند (و انتخاب مي‌كنند).

2_ازمهمترين روابط مخلوق دربرابر خالق ، قدرشناسي و شكر نعمت‌ها، اقامه نماز ،سجود و خضوع در مقابل خداوند رحمان ، صبر و تسليم در برابر فرمانهاي اوست

سوره بقره آيه 152،153: فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ، يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
پس ( اي مسلمانان، با شناخت نعمتهاي مادي و معنوي و سپاسگزاري عملي و با اطاعت از من) به ياد من باشيد تا من نيز به ياد شما باشم و نيز شكرگزار ( نعمتهاي ) من باشيد و ( با عمل نكردن و توجه نكردن به نعمتهايم ) كفران (نعمت و ناسپاسي مرا) نكنيد ( و عملا شكر نعمتهايم را به جا آوريد تا اينكه من هم در همه حال به ياد شما باشم و رحمت و نصرتم را شامل حال شما كنم ). اي مومنين ( براي پيشرفت در كارهايتان و پيروزي بر مشكلات زندگي و موفقيت در امتحانات الهي، هميشه) از صبر و نماز كمك بگيريد البته خداوند هم با صبر كنندگان است ( و آنها را به شرط تحمل و استقامت همراهي مي‌كند).

3_«قرض و انفاق،

تحكيم روابط اخلاقي انسان با خالق است، چرا كه خداوند بندگان سخاوتمند را دوست مي‌دارد».
سوره بقره آيه 245: مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
(اي مومنين وقتي كه شما قرضي مي دهيد يا انفاقي مي‌كنيد اگر فقط به خاطر خدا باشد گيرنده آن قرض و انفاق، در واقع خود خداست و شما با خداوند طرف حساب هستيد پس) آيا كسي هست كه در راه خدا قرض الحسنه‌اي بدهد تا خداوند آن مبلغ قرض را چندين برابر افزايش دهد( و سپس به خودش برگرداند البته سودي كه خداوند از كرم خودش مي‌دهد) غير قابل شمارش است( بنابراين شما از انفاق كردن در راه خدا نترسيد كه مالتان وروزيتان كم نمي‌شود زيرا) افزايش و كاهش روزيها به دست خداست و شما ( با اموالتان و عملكردتان بالاخره ) به سوي خدا بر مي‌گرديد.

4_«نماز :

نمازپايه و اصل ارتباط با خالق است وباعث دور شدن از زشتيها ميشود
سوره عنكبوت آيه 45: اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ
(پس از بيان سرگذشت اقوام گذشته و پيامبران الهي و برخورد نادرست و عصيانگرانه آن اقوام با پيامبرانشان و سرانجام غم انگيز و دردناك ايشان، پيامبر گرامي اسلام، را مخاطب ساخته و به او دلداري و تسلي مي‌دهد و مي‌فرمايد) آنچه را از كتاب آسماني به تو وحي شده است تلاوت كن ( كه همه دستورات يك زندگي سالم و صالح و سعادتمندانه در آن بيان شده است) و نماز را بر پا دار كه نما (‌انسان را ) از زشتيها و منكرات باز مي‌دارد و قطعاٌ ياد خدا بالاتر است و خداوند مي‌داند شما چه كارهايي انجام مي‌دهيد.

5_«دعا و طلب استغفار »

سوره آل عمران آيه 193: رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ
اينك ما هم ( همان ندا و دعوت را مي‌شنويم و مي‌گوييم) ايمان آورديم، پس گناهان ما را بيامرز و بديهاي ما را از ما بزداي و ما را همچون نيكوكاران بميران ( و در رديف آنان قرار بده ).

6_« توكل کردن به خدا :
سوره الاحزاب ايه سوم
"وتوکل علي الله وکفي بالله وکيلا"
وبر خدا توکل کن وهمين بس که خداوند حافظ ومدافع (انسان) است

7_ذكر با خدا وتلاوت قران
باعث ارامش روح وروان وافزايش صبر واستقامت
سوره رعد آيه 28: الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (آنهائي كه از خدا فاصله نگرفته‌اند و به سوي او بازگشته‌اند اينها) كساني هستند كه ايمان آورده اند و دلهايشان به ذكر خدا و با تلاوت آيات قرآن كه معجزه بزرگ محمد (ص) مي‌باشد) آرام مي‌گيرد.
آگاه باشيد ( اي مومنين تنها با ياد خدا ( و تفكر در قدرت خدا و آيات قرآن) دلها آرامش مي‌گيرد( و در غير ذكر خدا نه تنها آرامش نيست بلكه اضطراب و پريشاني وجود دارد).
ارتباط اخلاقي انسان با خالق ( اطاعت از خدا ) مقدمه رابطه اخلاقي انسان با مخلوق است و براي ارتباط اخلاقي انسان با سايرين، قرآن كريم بهترين الگوي اخلاقي يعني پيامبراكرم(ص) وائمه معصومين (ع)رامعرفي مي كند، در صورت پيروي و تاسي از اين الگو در واقع رابطه اخلاقي انسان باخالق حفظ مي‌شود در غير اين صورت هرچقدر انسان فكر كند كه متعبد و بااخلاص است ،فکر او ناشي از وسوسه هاي شيطاني است

«مشخصات اخلاقي عبادالرحمن(بندگان خوب خدا):

سوره فرقان آيه 63 تا 75 : وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا، وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا، وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا،إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا، وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامً،يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا،إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا،وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا،وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا،وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا،وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا،أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا
(از اين آيه به بعد ويژگي هاي بندگان خوب خداوند بيان مي‌گردد، تا بيان فرمايد چه كساني لايق درك مقام سجده و بندگي خداي رحمان هستند) 
1-بندگان خداوند رحمان آنهايي هستند كه با آرامش و بي‌تكبر بر زمين راه مي‌روند و هنگامي كه جاهلان انها را مخاطب سازند (وسخنان نابخردانه گويند) به انها سلام ميگويند
(وبا بي اعتنايي وبزرگواري ميگذرند)
2-(بندگان خدا) كساني هستند كه شبانگاه براي پروردگارشان سجده و قيام مي‌كنند.
3-آنها كساني هستند كه مي‌گويند: پروردگارا عذاب جهنم را از ما بر طرف گردان كه عذابش سخت و پر دوام است. چرا كه آن ( جهنم) بد جايگاه و بد محل اقامتي است. (بديهي است كسي كه در زندگي دنيا نگاهش به جهنم و شناختش از آن اينچنين است اعمال گناه و ظلم و فساد مرتكب نمي‌شود).
4-آنها كساني هستند كه هر گاه انفاق كنند، نه اسراف مي‌كنند و نه سختگيري بلكه در ميان اين دو حد اعتدالي دارند( رعايت حد تعادل از مشخصات اصلي بندگان خوب خداست).
5-(بندگان خدا از هر نوع شركي دوري مي‌كنند) آنها كساني هستند كه معبود ديگري را با خداوند نمي خوانند وانساني را كه خداوند جانش را محترم شمرده است جز به حق به قتل نمي‌رسانند ( ايشان بسيار پاكدامنند) و زنا نمي‌كنند. و هر كس چنين كند (يعني يكي از موارد فوق را مرتكب شود) مجازاتش را خواهد ديد.
چنين كسي ( كه مرتكب شرك و قتل نفس و زنا شود) عذاب او در قيامت مضاعف مي‌گردد و با خواري هميشه در آن خواهد ماند.
(خداوند هيچگاه راه بازگشت را به روي گناهكاران نمي‌‌بندد بلكه تشويق و دعوت به توبه مي‌كند، لذا مي‌فرمايد) مگر كسي كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد كه خداوند گناهان اينگروه را به حسنات تبديل مي كند و خداوند آمرزنده و مهربان است.
و كسي كه توبه كند و عمل صالح انجام دهد، به سوي خدا بازگشت مي‌كند( و در اين بازگشت جز نزديكي به خدا هدفي ندارد).
6-آنها كساني هستند كه شهادت به باطل نمي‌دهند (و دروغ نمي گويند و در مجالس باطل شركت نمي‌كنند) و هنگامي كه با لغو بيهودگي برخورد كنند، بزرگوارانه از آن مي‌گذرند.
7-آنها كساني هستند كه هر گاه آيات پروردگارشان به آنها گوشزد شود همچون كر و كور روي آن نمي‌افتند (مسلمانان سطحي نگر و بي‌تدبير نيستند. چشمي بينا و گوشي شنوا دارند و در امورات ديني دقيق و عميق‌اند).
8-عبادالرحمان توجه خاصي به تربيت فرزند و خانواده خويش دارند و مسئوليت فوق‌العاده در اين باره احساس مي‌كنند وكساني هستند كه مي‌گويند پروردگارا همسران و فرزندان ما را مايه روشني چشم ما قرار ده (افق ديد آنها فراتر از خويش و خانواده مي باشد و به فكر تعالي جامعه هستند، به خداوند عرضه مي‌دارند) و ما را پيشواي پرهيزكاران بنما.
(بعد از اوصاف دوازده گانه اين بندگان خاص خدا يعني عبادالرحمان، اشاره كوتاه به پاداش الهي آنان نموده، مي‌فرمايد) آنها كساني هستند كه درجات عالي بهشت در برابر صبر و استقامتشان به آنها پاداش داده مي شود و در آن ( خانه هاي بهشتي) با تحيت و سلام روبرو مي‌شوند.


نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 13:30 توسط عليرضا الماسوندي| |

ارتباط اخلاقي انسان با خالق ( اطاعت از خدا ) مقدمه رابطه اخلاقي انسان با مخلوق است و براي ارتباط اخلاقي انسان با سايرين، قرآن كريم بهترين الگوي اخلاقي يعني پيامبراكرم(ص) وائمه معصومين (ع)رامعرفي مي كند، در صورت پيروي و تاسي از اين الگو در واقع رابطه اخلاقي انسان باخالق حفظ مي‌شود در غير اين صورت هرچقدر انسان فكر كند كه متعبد و بااخلاص است ،فکر او ناشي از وسوسه هاي شيطاني است.

1_ تقدم در عرض سلام و ابراز محبت

سوره نساء آيه 86: وَإِذَا حُيِّيْتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا
(اي مسلمانان) هرگاه به شما سلام و تحيتي گفته شد ( يعني كسي به شما محبت و كمك و انفاقي كرد يا براي شما هديه، مهماني، پيشنهاد صلح و هرگونه خوبي نمود حتي دشمنتان) پس شما تحيت و درودي بهتر از آن يا حداقل همانند آنرا پاسخ دهيد( و اين دستور خداست) قطعاٌ خداوند حسابرس همه چيز است ( و همه گفتار وكردارتان را محاسبه خواهد كرد و جزا خواهد داد پس بر خلاف دستور خدا عمل نكنيد).

2- برخورد مودبانه با ديگران و حتي مخالفان

سوره فصلت آيه 34و35: وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ، وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ
( خداوند به بندگانش همواره مي‌آموزد كه راه مهر و محبت در پيش گيرند و حتي نسبت به دشمنانشان نيز روي مملو از مهرباني خويش را نشان دهند و برخوردهاي بد آنها را با خوبي پاسخ گويند) تا دشمنان سرسخت همچون گرم صميمي شوند. ( آنچه كه در وصف مومنين شمرده شد مقامات بلندي است به همين دليل ) اين قام عطا نمي شود مگر به كساني كه صبركنند و بهره عظيمي ( از ايمان و عمل صالح) داشته باشند.

گاهي افرادي به خاطر جهل و ناداني در برابر حق قرار مي‌گيرند و دشمني مي‌كنند لذا بايستي با حوصله، سعه صدر و محبت و برخورد احسن آنها را راهنمايي كرد همانطور كه پيامبر اكرم(ص) رفتار مي كردند.
گاهي مخالفت براساس حسادت است كه بايد با اغماض برخورد كرد به برادران يوسف بلحاظ حسادت حضرت يوسف را در چاه انداختند، قابيل بر اثر حسادت هابيل را به قتل رساند، و اگر مخالفت براساس هجو، فساد و تضعيف ايمان مردم باشد و از روي نفاق صورت گيرد قران كريم مي‌فرمايد بايستي برخورد قاطع نمود سوره توبه آيه 73 « وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ » با سختي و شدت با كفار برخورد كن
سوره شوري آيه 40: وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا اگر بدي كسي را با بدي پاسخ بدهي شما هم مثل او هستيد.
سوره شوري آيه 43: وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ و كسي كه تحمل بدي مردم را داشته باشد و از آنان بگذرد اين از كارها و تصميمات شايسته است.

3-بدي را بانيکي پاسخ دهيد

سوره مومنون آيه 96: ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ
(با اين گروه ستمكار مدارا كن و بدي را ) از راهي كه بهتر است دفع كن (و پاسخ بدي را به نيكي بده) ما به آنچه آنها مي‌گويند و توصيف مي‌كنند آگاهتريم .
بعد از قضيه جنگ احد و تمايل عده كثيري به جمع غنائم و سرپيچي از دستور حضرت رسول (ص) پيامبر اكرم (ص) كه تازه ساختار حكومت اسلامي در مدينه شكل گرفته بود از اين عمل مسليمن تكدر خاطرپيدا نمود و حسب اين ناراحتي و نگراني اين آيه نازل گرديد .
سوره ال عمران آيه 159: فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
پس (اي پيامبر) مهرباني و نرم خويي تو نشانه‌اي از رحمت بي منتهاي الهي ميباشد (كه بدين وسيله مي‌توانيد در دعوت به سوي حق و در موارد امر به معرف و نهي از منكر موفق باشيد) و بدان كه اي (پيامبر) اگر تو خشن و سنگ دل بودي( و بر مردم نسبت به ستم‌هايي كه برتو كرده‌اند مهربا و باگذشت نبودي) هر آينه از اطراف تو متفرق مي‌گشتند( و تو در راه انجام تبليغ دين اسلام ناموفق مي‌ماندي) پس (اي پيامبر به علت نافرمانيهاي مسلمان‌ها) آنها را مورد عفو و بخشش قرار بده و براي آنها طلب آمرزش كن و در (امور جنگي و نظامي) با آنها مشورت كن و اما هر گاه تصميم بر كاري گرفتي بر خدا توكل كن كه خداوند توكل كنندگان را دوست دارد.
4- دوري از تکبر وتفخر نسبت به ديگران

سوره لقمان آيات ،18،19: ،وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ، وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ

( فرزندم) با بي‌اعتنايي از مردم روي مگردان و مغرورانه بر زمين راه مرو، كه خداوند هيچ متكبر مغروري را دوست ندارد ( اين دو صفت زشت اخلاقي بي اعتنايي به مردم و تكبر و خود پسندي باعث مي‌شود كه روابط صميمانه اجتماعي خدشه دار شود و به تدريج عشق و محبتها تبديل به نفرت و كينه شود و اولين قرباني اين وضعيت خود شخص بي‌اعتنا و متكبر خواهد بود ).
فرزندم، در راه رفتن اعتدال را رعايت كن و (در زندگي خود ميانه رو باش). از صداي خود بكاه (و هرگز فرياد نزن) چرا كه زشت ترين صداها صداي خران است.

5-مباحثه و نصيحت عقلاني ،منطقي و عاطفي

سوره نحل آيه 125: ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
(اي محمد(ص) در هدايت مردم از اين چند روش استفاده كن) به راه پروردگارت (مردم را) با استدلال و منطق دعوت كن (اگر از راه منطق و عقل نشد از راه عاطفي استفاده كن) و به وسيله اندرزهاي نيكو(احساسات آنها را بر انگيز) و با آنها (گروه مخالف كه ذهنشان پر از مسائل نادرست است) به روشي كه نيكوتر است (عادلانه و خالي از هر گونه خشونت) مناظره و گفتگو كن (تو اين سه روش را در تبليغ به كار گير) همانا پروردگار تو از هر كسي بهتر مي‌داند چه كساني (از دعوت و تبليغ سرپيچي كرده و ) از راه او گمراه شده است و چه كساني هدايت يافته‌اند.
« الگوي اخلاقي مومنين مي بايست رفتار پيامبر اكرم(ص) باشد»
سوره احزاب آيه 21:لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا
(يكي از مسائلي كه همواره مورد نياز جوامع انساني است بهره مند بودن از الگو نمونه عملي حركت به سوي كمال و سعادت است اسلام اين نياز را در مورد جامعه مومنين مورد توجه قرار داده و اعلام مي كنند) براي شما در (زندگي و رفتار) رسول خدا(ص) سرمشق نيكويي است (كه از آن پيروي كنيد) براي آنهايي كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مي‌كنند (مي‌توانند آن حضرت را الگوي علمي و عملي خود قرار دهند كه شرايط فوق را به دست آورده باشند).

6-مومنين نبايد يكديگر را مسخره و با القاب زشت خطاب كنند .براساس ظن و گمان قضاوت نکنيد معيار برتري در جامعه تقوي الهي است»
سوره حجرات آيات 11،12،13: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ، يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ، يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ
اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، نبايد گروهي از مردان شما گروه ديگر را استهزاء كند، شايد آنها از اينها بهتر باشند و نه زناني، زنان ديگر را مسخره كنند، شايد آنان بهتر ازاينان باشند و يكديگر را مورد طعن و عيبجوئي قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند ياد نكنيد. بسيار بد است كه بر كسي بعد از ايمان نام زشت بگذارند و آنها كه توبه نكنند ظالم و ستمگرند ( و دچار عاقبت ظالمين خواهند شد).
اي كساني كه ايمان آورده‌ايد از بسياري از گمان‌ها (وسوء ظن به ديگران) بپرهيزند. چرا كه بعضي از گمان‌ها (در حد سوء ظن و) گناه است و هرگز در كار ديگران تجسس نكنيد. هيچكدام از شما ديگري را غيبت نكند( براي تجسم زشتي اين عمل آن را با تمثيلي بيان مي‌كند) آيا هيچ يك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (‌يقيناٌ شما همگي از اين كار) كراهت داريد( خداوند راه بازگشت را براي مرتكبان احتمالي اين گناهان باز گذاشته است و مي‌فرمايد) تقواي الهي پيشه كنيد و (ازغيبت و سوء ظن و تجسس از ديگران بپرهيزيد و در عقوبت اينها) از خدا بترسيد كه (در صورت توبه و استغفار شما) خداوند نيز توبه پذير و بسيار مهربان است ( از رسول خدا (ص) سوال شد : كفاره «غيبت » چيست؟ فرمود: هر وقت او را به ياد آوردي برايش استغفار كني).
اي مردم ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و(سپس) شما را تيره‌‌ها و قبيله‌هاي (مختلفي) قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد ولي گرامي‌ترين شما نزد خداوند با تقوا‌ترين شماست. همانا خداوند دانا و آگاه است ( به همه چيز از جمله تقواي قلبها)

7- با فقرا و بينوايان با احترام و با زبان ليّن سخن بگوييد

سوره اسراء آيات28و29: وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلًا مَّيْسُورًا،وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا
(ممكن است فقير و بينوايي به انسان رو آورد و درخواست حاجت كند اما انسان دستش خالي باشد و نتواند جواب بدهد و لذا خداوند دستور كلي را به همه مسلمانان، از طرق خطاب به پيامبر (ص) چنين اعلام مي‌فرمايد) اگر از اين نيازمندان به خاطر نداشتن امكانات مالي روبرگرداني، در حالي كه اميدوار به رحمت خدا و در انتظار گشايش مالي از جانب خدا هستي، تا به محض پولدار شدن به آنها كمك كني، نبايد اين روگرداندن تو همراه بي‌احترامي باشد، بلكه بايد با گفتار نرم ومحبت آميز با آنها برخورد كني و وعده كمك در آينده را به آنها بده و نااميدشان نكن.

8- عدالت، احسان و بخشش در حق ديگران است

سوره نحل آيه 90: إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
( اين قرآن بيانگر همه آن مسائلي است كه بشر براي هدايت ورشد و سعادت خود لازم دارد) خداوند (در اين قرآن همه را به ( اجراي عدالت دستور مي‌دهد(زيرا تمام نظام هستي بر محور عدالت مي‌گردد اما صاحب حق مي‌تواند با از خود گذشتگي، حقيقت بالاتري را به نمايش بگذارد لذا خداوند) به احسان ( به ديگران ) و (مخصوصاٌ) بخشش به خويشاوندان ( نيز امر مي‌كند) و از كارهاي زشت و كارهاي ناپسند و از هر گونه ظلم و ستم و تجاوز (به جان و مال و ناموس مردم) نهي مي‌كند و ( خداوند به اين امور امر و نهي مي‌كندو) پند مي‌دهد تا شايد به ياد بياوريد( كه شأن واقعي يك انسان چيست؟).

9- سخن حق گفتن و صداقت داشتن

سوره احزاب آيات70و71: أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا، يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا
اي كساني كه ايمان آورده ايد تقواي الهي را رعايت كنيد (از خدا پروا داشته باشيد) و سخن حق و درست را بگوييد (تقواي الهي باعث درست فكر كردن درست سخن گفتن و درست عمل كردن است). ( خداوند به وسيله رعايت تقوا) اعمال شما را اصلاح مي‌كند( و نواقص و كمبودهاي آن را از بين مي‌برد) و گناهان شما را مي‌آمرزد و هر كس اطاعت خدا و رسولش كند به رستگاري ( و پيروزي) عظيمي نايل شده است ( يكي از مهمترين مراحل رعايت تقوا، كنترل زبان از سخنان نارواست و تمرين سخنان حق و درست).
10-احترام به ناموس مردم

سوره نور آيه 30 : قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ
(اي پيامبر(ص)) به مؤمنان بگو: چشمهاي خود را (از نگاه به نامحرم ) فرو گيرند و عفت و پاكدامني خود را حفظ كنند، اين براي آنها پاكيزه تر است، خداوند از آنچه انجام مي‌دهيد مسلماٌ آگاه است.

11- انفاق درظاهر يا خفا، تسلط بر خشم و بخشش مردم،

سوره آل عمران آيه 134: الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
(متقين) كساني هستند كه در حال توانگري و تنگدستي انفاق مي‌كنند و ( در هنگام خشم و عصبانيت) خشم خود را فرو مي‌برند و از خطاي مردم مي‌گذرند و (اينها همان نيكوكاران هستند و) خداوند هم نيكوكاران را دوست مي‌دارد.

12-لباس باطل بر تن حق مپوشانيد و حقايق را كتمان نكنيد

سوره بقره آيه 42: وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ،
(اي علماي يهود) آيات حق را با سخنان باطل خود مخلوط نكنيد( تا با مغلطه گويي و ايجاد شبهه، حق را بر مردم مشتبه كنيد) شما علما، حق را مي‌شناسيد پس (نشانه‌هاي بر حق پيامبر اسلام و حقانيت قرآن را ) كتمان نكنيد( تا مردم گمراه شوند).

13-احسان به پدر و مادر و گفتار نيک با مردم داشتن

سوره بقره آيه 83: وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلًا مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ
(خداوند در اين آيه درباره پيمانهايي كه از بني اسرائيل گرفته، چنين بيان مي‌فرمايد) هنگامي كه از بني‌اسرائيل پيمان گرفتيم ( و از آنها خواستيم كه ) هرگز جز خداي يگانه را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و درماندگان نيكي كنيد و با مردم با زبان خوش سخن بگوييد و نماز را بپا داريد(تا جامعه از منكرات و كارهاي ناشايست حفظ شود و همچنين براي برقراري تعادل اقتصادي و كمك به محرومان و رفع مشكلات اقتصادي جامعه ) زكات بپردازيد اما همه شما ( در مقابل اين فرمانهاي الهي) " بجز تعداد كمي" روي گردانيده و سرپيچي كرديد زيرا شما (انسان‌هاي لجوج و از حقيقت) روي گردانيد
14-براي مهماني قبلا با صاحب خانه هماهنگي نمايد

سوره نور آيه 27: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
(اين آيه و آيات بعد، قسمتي از آداب معاشرت و دستورهاي اجتماعي اسلام را كه رابطه مستقيم با حفظ عفت عمومي دارد بيان كرده و مي‌فرمايد) اي كساني كه ايمان آورده‌ايد در خانه‌هائي كه غير از خانه شما است داخل نشويد، تا اينكه بالطف و محبت وادب اجازه بگيريد و براي اهل آن خانه سلام كنيد، اين براي شما بهتر است، شايد متذكر شويد.

15- حسادت نسبت داشته هاي مردم نداشته باشيد

سوره نساء آيه 32: وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا
آنچه ( از مال و مقام و ارث و ميراث و اولاد و ساير موقعيتها و موفقيتهاي زندگي) كه خداوند به سبب آن بعضي از شما را بر بعضي ديگر برتري و فضيلت داده است، آرزو نكنيد ( و هرگز در دل نگوييد اي كاش آن برتريها مال من بود كه اين آرزو و خواسته، آرزوي باطل است و سبب حسد و فساد در جامعه مي‌شود). هر كدام از زن و مرد، از تلاشها و قابليتهاي فردي و موقعيتهاي اجتماعي كه خداوند در اختيارشان قرار داده است بهره و نصيبي مي‌برند( انچه دوست داريد و نيازمنديد) از فضل و كرم و بخشايش خداوند درخواست نماييد ( كه اگر خواسته شما را اعطاء نمود از او سپاسگزاري كنيد وو اگر با حكمت و مصلحتش عطا نكرد، راضي و خشنود باشيد زيرا كه صلاح و خير شما در آن است و) خداوند به هر چيز (از خير و صلاح بندگانش و فايده و ضررهاي آرزوهاي بندگانش ) داناست (و آرزو كردن بيجا جز عم و اندوه فايده‌اي ندارد).

16- رعايت مال يتيم

سوره نساء آيه 10 : إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا
به راستي، آنان كه اموال يتيمان را با ظلم و ستم، به ناحق مي‌خوردند جز اين نيست كه در شكمهايشان آتش فرو مي‌برند و به زودي به آتش شعله ور جهنم وارد خواهند شد.

17-فاش كردن بدي ديگران ،بد اخلاقي است

سوره نساء آيات 148و149: لاََّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا، إِن تُبْدُواْ خَيْرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُواْ عَن سُوَءٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا قَدِيرًا
(اي مؤمنين، هر گونه بدگوئي كه منجر به آبرو ريزي ديگري شود و نيز اظهار عيوب ديگران و فاش كردن نقاط ضعف آنها، موجب غضب خداوند است و) خداوند دوست ندارد كسي با سخنان خود بديهاي ديگران فاش كند، مگر ( در يك صورت، آن هم وقتي كه ) مورد ستم واقع شود.( اين قبيل افراد براي دفاع از خويشتن در برابر ظلم ظالم ، حق دارند اقدام به شكايت كنند و از ستمگريها، آشكارا مذمت و انتقاد و غيبت نمايند ولي بيش از حد دفاع از مظلوميت، بدي نگويند و به بهانه اينكه مظلوم واقع شده اند عيوب مردم را بدون جهت آشكار نسازند زيرا (خداوند سخنان را مي‌شنود و (از نيات) آگاه است.
(برخلاف بديها كه جز در موارد استثنائي، به طور كلي بايد كتمان شود) اگر نيكيهاي افراد را اظهار كنيد و يا مخفي نماييد مانعي ندارد و نز اگر در برابر بديهايي كه افراد به شما كرده‌اند راه عفو و بخشش را پيش بگيريد بهتر است زيرا اين كار، در حقيقت يك نوع كار الهي است كه با داشتن قدرت، بر هر گونه انتقالم، بندگان شايسته خود را مورد عفو قرار مي‌دهد.

18-کلام زشت بر زبان جاري نکنيد

سوره انعام آيه 108: وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ
(گاهي مؤمنان ناراحت مي‌شدند و به بتهاي مشركان ناسزا مي‌گفتند ولي خداوند آنان را از اين بيان خلاف ادب صريحاٌ نهي كرده مي‌فرمايد( هيچگاه بتها و معبودهاي مشركان را دشنام ندهيد، زيرا اين عمل سبب مخي‌شود كه آنها نيز نسبت به ساحت قدس خداوند همين كار را از روي ظلم و ستم و جهل و ناداني انجام دهند (با دشنام نه تنها نمي‌توان خلافگر را از تخلفش نهي كرد بلكه باعث لجاجت بيشتر در تخلف خواهد شد زيرا بعضي به مقدسات خود آنقدر تعصب دارند كه خداوند مي‌فرمايد) ما اين چنين براي هر جمعيتي عملشان را زينت داديم (يعني هر چه گفتيم دست از اين كار زشت خود برداريد،دست بردار نشدند و آنقدر خلاف را تكرار كردند كه قبح و زشتي آن خلاف از بين رفت و كم كم براي آنان زيبا جلوه‌گر شد و بايد بدانند كه ) بازگشت همه آنها به سوي خداست و به آنها خبر مي‌دهد كه چه اعمالي انجام داده اند.
19-ستيزه نکردن با جاهلان
سوره اعراف آيه 199: خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ
(اي پيامبر(ص) در طرز رفتار با مردم سختگير مباش و ) با آنها مدارا كن. (عذرشان را بپذير و بيش از آنچه قدرت دارند از آنها مخواه كه اگر سختگيري كني، از اطراف تو پراكنده مي شوند و نفوذ خود را در قلوب آنها از دست خواهي داد و) مردم را به كارهاي نيك و آنچه را عقل بشر شايسته مي شناسد و خداوند آن را نيك معرفي كرده، فرمان بده و از جاهلان دوري كن و با آنها ستيزه مكن ( و در برابر لجاجت و دشنام و تهمت جاهلان وافرادي كه سطح فكر آنها پائين است، حوصله كن )

20- گفتار باطل ديگران شما را ناراحت نكند زيرا عزت را خداوند مي‌دهد
سوره يونس آيه 65: وَلاَ يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ


نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 12:13 توسط عليرضا الماسوندي| |

در قران كريم براي فراگيري علم و حكمت تزكيه و تهذيب نفس را مقدم مي‌شمارود و درصورتي كه انسان تهذي و تزكيه نفس را نداشته باشد از نطر علوم يادگيري به بصيرت و ادارك لازم براي عمل به آن نخواهد رسيد ميتوان چنين تفسير نمود كه لازمه فهم و درك علوم ابتدا اخلاق و كسب مكارم اخلاقي است.
سوره جمعه آيه 2: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ
او كسي است كه در ميان درس نخوانده‌ها رسولي از خودشان برانگيخت تا آياتش را بر آنها بخواند و (در پرتو تلاوت آيات) آنها را تزكيه نفس (پاك و پاكيزه كند و (سپس) كتاب و حكمت را به آنها بياموزد هر چند بيش از آن در گمراهي آشكاري بودند( فرا گرفتن علم و اخلاق از درسها و آيات قرآني مقدمه‌اش تزكيه نفس است)
سوره شمس آيه 9و10: قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا،وَ قَدْ خَاب مَن دَساهَا
هركس نفس خود را تزكيه كند رستگار شده (صاحب فضايل اخلاقي مي‌شود) و هركس كه نفس خويش را به معصيت و گناه آلوده سازد نوميد و محروم گشته است.
سوره انفال آيه 29: يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، اگر تقوا پيشه كنيد(و از مخالفت فرمان خدا بپرهيزيد) به شما نورانيت و روشن بيني خاصي مي بخشد كه بتوانيد حق را از باطل به خوبي تشخيص دهيد( و اين تقوي است كه با رعايت آن قدرت درك و فهم و بينش بالا مي‌رود و در سايه آن علم و نورانيت مي‌توان از تاريكيها عبور كرده و خود را به سر منزل ابدي رساند. علاوه برتشخيص حق از باطل در سايه رعايت تقوا) خداوند گناهان شما را نيز مي‌پوشاند و آثار آن را از وجود شما بر مي‌دارد و شما را مشمول آمرزش خود قرار مي‌دهد( و پاداش‌هاي فراوان ديگري در انتظار شماست كه جز خدا نمي داند) زير خداوند داراي فضل و بخشش و كرم بزرگي است.


نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 12:9 توسط عليرضا الماسوندي| |

اخلاق در خانواده يعني احترام به حقوق زن ،حداعلاي محبت يعني عشق،ايثار، گذشت، همراهي و صبر ........ »
سوره نساء آيه 19: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًا وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا

(اي مؤمنين) با همسرانتان به نيكي رفتار و زندگي كنيد و اگر( به دلايلي) از آنان خوش‌تان نمي‌آمد، فوراٌ تصميم به بدرفتاري و جدايي با آنها نگيريد (و با آنها بسازيد و مدارا كنيد زيرا ممكن است درپيش خدا شما مقصر باشيد و يا در تشخيص خود اشتباه كنيد و اگر هم حق با شماست) خداوند (به خاطر اين صبر و تحمل كراهت) خير بسيار و بركت فراواني ( در اين همسرداري خداپسدانه) قرار مي‌دهد.
سوره نساء آيه 26: يُرِيدُ اللّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
خداوند مي‌خواهد (با وضع احكام حكيمانه و ارائه راه حل‌هاي منطقي، به وسيله بازگشت از گناه،) توبه شما را بپذيرد (وشما نيز بايد با پيروي از احكام الهي راه انحراف و نادرست را انتخاب نكنيد)
سوره رعد آيه 21: وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ
و (آنها) كساني هستند كه پيوندهايي را كه خداوند امر به حفظ آن كرده برقرار مي‌دارند( يعني از اهل بيت عليهم السلام پيروي مي‌كنند و با خويشان خودشان و يا مومنين، مهربان بوده و به آنان كمك مي‌كنند و خود را جداي از زندگي اجتماعي نمي‌دانند و علاقمند ارتباط با بندگان خدا هستند) و از پروردگارشان مي‌ترسند و از محاسبه دقيق اعمال بد بيمناكند.
سوره اسراء آيات 23و24: وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا،وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا
(اي فرزندان نسبت) به پدر و مادر خود نيكي كنيد ( چه زنده باشند و چه مرده و) هر گاه يكي از آن دو، يا هر دو آنها، پيش تو به سن پيري و شكستگي برسند( آنچنان كه نيازمند به مراقبت دائمي تو باشند، از هر گونه محبت در مورد آنها كوتاهي مكن و) كمترين اهانتي به آنان مكن (حتي كمترين كلام بي‌ادبي، يعني)" اف" به آنها مگو و بر سر آنها فرياد مزن ( بلكه) با گفتار ( سنجيده و محترمانه و) بزرگوارانه با آنها سخن بگو، ( زيرا كمترين بي احترامي نسبت به والدين گناه بزرگ و نا بخشودني است و به اصطلاح گويند، فلاني " عاق والدين" است يعني موجب زنجش خاطر و آزار آنها شده و نسبت به آن دو گناه كرده است ). و ( در نهايت فروتني و تواضع را در برابر آنها بنما و) بالهاي تواضع خود را در برابرشان با حالت مهرباني و محبت فرود آور( و براي آنها تكبر نكن و در درگاه خداي تعالي براي آنها دعا كن) و بگو: بار پروردگارا آنها را مشمول رحمت خويش قرار بده همانگونه كه ( آنها نسبت به من مهرباني كردند و با رنج فراوان ) در كودكي مرا تربيت كرده‌اند.


نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت 12:8 توسط عليرضا الماسوندي| |

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin